گنج های سلطانی زندگی را دریابیم

یکی از روحانیون می فرمودند : تصمیم گرفتم ده شبی که بنا بود منبر بروم راجع به خداشناسی صحبت کنم،عموماً هم مردم گوش نمی دادند.ولی یک نفر بود که به ظاهر خوب گوش می داد.ما هم همان یک نفر را مخاطب قرار دادیم و شروع کردیم روشن کنیم خدا جسم نیست و شکل و مکان ندارد و غیره.آن آقا هم خیلی خوب گوش می داد.شب دهم،از همان اقا پرسیدم،این ده شب چه چیزی برداشت کردید؟ گفت حاج آقا! حقیقتش من از شب اول فهمیدم شما میخواهید بگویید خدا نیست ولی خجالت می کشید،اول گفتید شکل ندارد و جسم نیست،و بعد هم گفتید مکان ندارد تا معلوم شود پس وجود ندارد!

بعضی سکوت ها خطرناک تر از اعتراض هاست .بعضی سکوت ها،به معنی پذیرش نیست،بعضی آرامش های توی زندگی و عدم وجود حادثه ها و اتفاقات ناگوار در زندگی،نشانه ی کمال نیست،بلکه در بسیاری موارد بستر غفلت است.

حواشی :
1.داستان و نتیجه گیری بالا،از کتاب "فرزندم این چنین باید بود.جلد 2.صفحه 330".

2. مولا علی -علیه السلام- میفرماید : التاجرُ مُخاطِرٌ...وَ لِکلّ أمرٍ عاقبةٌ ....تجارت بی خطر نمی شود و هر چیزی انتهایی دارد...زندگی یک تجارته..پر از خطر ولی هر خطر و هر حادثه ی بدی،پایانی داره.

3.من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران گنج سلطانی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.