مهر پدری

به بابام میگم بابا یکی از صندلی ماساژور ها بگیر برا من خب. نیم ساعت بعد صدام زده میگه بیا واست یکی خریدم :|

با تعجب رفتم پایین دیدم یه صندلی فلزیه، بش میگم این چیه؟ میگه این سیما رو میبینی؟ به برق وصلن، اگه تو بشینی رو صندلی من این سیمارو وصل کنم بهش میشه صندلی ماساژور :| :دی

حالا مهر پدری و اینا هیچی. کشته مرده ی نبوغشم :دی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.