مقایسه میان رفتار وارستگان دیروز وبجا رسیدگان امروز :

 

 ( مقایسه میان رفتار وارستگان دیروز وبجا رسیدگان امروز؟                                 

      

گویند شخصی از راه های مشکوک مقدار پولی بدست آورده بود وبا این پول یک راس گاوی خریداری کرده تاشیر آن را بنوشد ولی بعداز مدتی بعذاب وجدان گرفتار واز کرده خود پشیمان گردید جهت تلافی تصمیم گرفت تا گاورا نذر وصدقه کند به در وازه یکی از بزرگان شهر خود رفته وقصه را بوی بازگوکرد. آن بزرگوار از قبول چنین صدقه اباء ورزیده وآن را رد کرد شخص مذکور مایوس گردیده به دروازه دیگری رفت واز او خواست تا صدقه ونذرش را قبول کرده وبه شاگردان ومستحقین انفاق کند وقصه رفتن خود به دروازه آن بزرگوار اولی ورد صدقه اش را نیز به اوحکایت کرد ولی اینبار این بزرگواردومی صدقه اش را پزیرفت ودر جواب به او گفت : که آن بزرگوار اولی بماننده شاهین است که به هرنعش خود مرده ای سر  فرود نمی آورد از این جهت نذر تورا قبول نکرده ولی من شبیه سیاه کلاغ هستم که به هر لقمه اندک ومشکوکی سر فرود می آورم از این جهت صدقه ونذرت را می پذیرم مرد از گفته اووقبول نذرش  خوشحال گردیده وواپس به نزد برگوار اولی رفت وقصه را به او بیان کرد واز قبول نذر وصدقه خود نیز ابراز خوشحالی نمود  که به این  جواب بزرگوار اولی نیز  مواجه گردید : من ماننده برکه آبی در دشت وبیابانی  شبیه هستم که گمان میکنم با مقدار اندکی از شبهات ومایعات مشکوک برکه آبم  نجس میگردد ولی آن بزرگوار ماننده اقیانوسی است که هرگز  مقدار اندک شبهات ومایعات مشکوک به آن اثری ندارد به بینید هردو بزرگوار بنحوی به قضیه پرداختند که به شخصیت دیگری برخورد نکند  وهیچکدام بر دیگری خورده نگرفتند ونگفتند که حرف خود شان درست وسخن طرف مقابل غلط ونادرست است  فا اعتبروا یا اولی الابصار 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.